صائن الدين على بن تركه

121

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بعد از حمد و سپاس بىحد و قياس حضرت پروردگارى را كه شاهراه پرستش و بندگى خود را روشن گردانيده به فرستادن پيغمبران بزرگ و فرود آوردن كلام قديم خويش بديشان . و درود بىكران نثار خاك پاك برگزيده و سرور همه‌شان : محمد كآفرينش هست خاكش * هزاران آفرين بر جان پاكش پوشيده نماند بر زيركان دكان آفرينش و مبصّران روز بازار دانش و بينش ، كه هر سخن كه از اين كان گوهر كمال و منبع زلال فضل و افضال بيرون آمده ، يكسر اكسير سعادت صورى و معنوى است كه هر خسيسى كه يك قطره از آن به دو رسيد و در اندرون او سرايت كرد ، قلب روىاندود او در كونين ، شرف و پايهء نقدين يافت و سبب اين معنى آنست كه زبان هدايت بيانش كام از الهام « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى » گرفته و سخن جز به تلقين « إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » نگفته و در زمان طفوليت صورى جز از استاد « عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى » تختهء تعليم نگرفته به مكتب مخلوق محتاج نگشت . صحيفهء سينهء مباركش شرح مشكلات غيب از سورهء « أَ لَمْ نَشْرَحْ » نسخه باز گرفت و دل روشنش حقايق ملكوت از كتاب « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » مطالعه نمود . ما خود كييم تا ز ثناى تو دم زنيم * در معرض لعمرك و لولاك و الضحى اللهم صل عليه و على آله كلما ذكره الذاكرون و سهى عن ذكره الغافلون .